تماس با ما

نوشته های جدید

مشترک خبرنامه شوید

برای دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود عضو خبرنامه شوید

تازه ترین نظرات

کنترل خشم با تغییر سیستم شخصیتی غلط

موضوع جلسه ۷۱۹چهارشنبه : ۲/۱۲/ ۱۳۹۶                       

بدانیم تمام کسانی که دچار عصبانیت شدید می شوند دارای یک سیستم شخصیتی غلط هستند که این سیستم شخصیتی غلط, آنها را در عرض چند صدم ثانیه به انفجار می رساند وآنچنان تغییر می کنندکه گویی در زمان بربریت و وحشیگری زندگی میکنند.

این سیستم شخصیتی غلط دستورالعملهایی را به افراد خشمگین صادر می کند:

۱-اولین باور در سیستم شخصیتی آنها اینست که  من انتظار دارم به هدفهایم برسم. من باید به آرزوهایم دست یابم. من باید به تمام خواسته هایم که همگی به حق و درست هستند برسم. پس ابتدا یک جَبر ذهنی برای رسیدن به خواسته ها و اهدافشان دارند. در افکار آنها یک حتمیت, الزام وقطعیت وجود دارد. ممکن است هدف آنها یک زندگی مرفه باشد و یا داشتن تحصیلات عالیه مثل دکترا وو یا تقاضای احترام, محبت, صداقت از همسر, فرزندان, دوستان و… به هر حال وقتی به هر دلیلی نمی توانند و یا نمیشود که به خواسته هایشان برسند نظام اعتقادی آنها فرمان آتش می دهد: چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا من نباید به          خواسته هایم برسم.این چرا از درون آنها را به انفجار می رساند. مادری ممکن است با شکست تحصیلی فرزندش دچار این انفجار شود یا وقتی بچه ها منزل را بهم ریخته و نظم و انضباط را رعایت نکرده اند.   راننده ای از رانندگی بد سایر راننده ها نتواند به خواسته اش برسد و هر کسی به طریقی نتواند به هدفها و آرزوهایش برسد. خلاصه اینکه آنها سخت برآشفته می شوند که چرا زندگی و آدمها مطابق میل آنها عمل نکردند. چون آنها انتظارشان اینست که حتماً حتماً حتماً باید به خواسته هایشان برسند.

۲-دومین باور در سیستم شخصیتی آنها اینست که دیگران و یا ما موجب مشکل او شده ایم. در واقع ما مسبب تمام بدبختیهای او هستیم. ما نگذاشتیم که او به اهدافش برسد. ما مقصریم. اگر ما چنین و چنان    می کردیم الان شرایط خیلی بهتر بود.

مثلاَ: اگر مادرم مرا وادار به ازدواج با فلانی نمی کرد,اگر فلانی پول مرا به موقع می داد,اگر فلانی در زندگی من دخالت نمی کرد الآن زندگی من طور دیگری بود. تو تو تو مقصری، تمام مشکلات من از تو و فلانی است.

 

۳-      سومین باور در سیستم شخصیتی آنها اینست که آدم بد باید مجازات شود: و این تنها راه اصلاح انسانهای بد است. شعار آنها اینست که:

                                با سیه دل چه سود گفتن وعظ           نرود میخ آهنین در سنگ

در واقع آنها معتقدند تا انسانها را تنبیه نکنی درست نمی شوند. کتک چاره کار است. آنها کتک درمانی را به هر راه حل دیگر ترجیح میدهند. معتادان باید اعدام شوند. مجرمان جایشان فقط زندان است. از نظر آنها زندان, شلاق, سیلی, ضرب و شتم, کتک, فحش و ناسزا, قهر و دعوا چاره کار است. آنقدر بزن تا آدم بشه. این نظام اعتقادی افراد خشمگین و عصبانی است.

۴-      چهارمین باور در سیستم شخصیتی آنها اینست که  من باید تو را مجازات کنم. یعنی خود را برای مجازات دیگران محق می دانند. من حق دارم که تو را مجازات کنم چون تو به حق و حقوق من تجاوز       کرده ای. تو مسبب تمام مشکلات من هستی پس این حق من است که تو را به سزای اعمالت برسانم. به همین دلیل است که افراد عصبانی با قاطعیت به مجازات دیگران می پردازند چون خود را مجری بازپسگیری حق و حقوق خودشان می دانند. آنها واقعاً خود را برحق می دانند.

۵-      پنجمین باور در سیستم شخصیتی آنها اینست که من تصمیم خود را عملی می کنم و حالا که تصمیم گرفته ام تو را مجازات کنم مجازات میکنم تا بار دیگر رفتار غلط خود را تکرار نکنی. این من هستم که باید تو را مجازات کنم و مجازات هم میکنم.

تا زمانی که ما گرفتار این سیستم شخصیتی غلط هستیم نمی توانیم عصبانیت خود را کنترل کنیم پس ابتدا بهتر است در این سیستم شخصیتی خود تجدید نظر کنیم و بدانیم که اولین گام برای کنترل عصبانیت و راز بزرگ آن اینست که:

۱-        انتظارات خود را از دیگران و زندگی به حد صفر برسانیم.کاهش انتظارات از دیگران و رسانیدن آنها به حد صفر بزرگترین گام برای کنترل خشم و عصبانیت در ماست.

۲-      پذیرش آدمها و زندگی: بپذیریم که زندگی و آدمها دارای نقص هستند. آنها کامل نیستند. همانطور که ما کامل نیستیم. ما هم مثل آنها اشتباه میکنیم. زندگی پر از نواقص و مشکلات است. زندگی سخت است. آدمها هم همانطور رفتار می کنند که هستند. نه آنطور که ما می خواهیم. آنها نمی توانند مطابق انتظارات ما عمل کنند. ما حق داریم عصبانی شویم اما حق نداریم آنها را مورد ضرب و شتم یا بی احترامی قرار دهیم. عصبانیت آری اما توهین و بی احترامی هرگز.

۳-      احساسات خود را بپذیریم:  قبول کنیم که ما بعنوان یک انسان حق داریم عصبانی شویم بهتر است به خاطر عصبانی شدن خودمان را سرزنش نکنیم. با خودمان مهربان باشیم. با خودمان قشنگ صحبت کنیم. خیلی قشنگ.به خودمان بگوییم:عصبانی شدی؟ می فهممت، درکت میکنم. حق داری عصبانی بشی. تو یک انسانی. یک انسان عصبانی میشه. خوب! عصبانی باش. اما میتونی کنترلش کنی.از پس این احساس بر     می آیی.

 

به هر حال ما حق داریم عصبانی شویم اما حق نداریم توهین و بی احترامی کنیم. البته که وقتی عصبانی        می شویم این حرفها بیشتر به یک شعار شبیه است ما در لحظه عصبانیت دلمان می خواهد هر چه دوست داریم بگوییم و عمل کنیم  تا راحت شویم, سبک شویم و به آرامش دست یابیم. انگار اگر داد نزنیم آرام      نمی شویم. در واقع وقتی عصبانی می شویم تبدیل به یک موجود خطرناک و بی رحم می شویم. چشمها بسته و دهان باز بقول شاعر:

                                   هر چه می خواهد دل تنگت بگو              هیچ ترتیبی و آدابی مجو.

اما نه! صبر کنیم. ما انسانیم. ما نمی توانیم اینگونه عمل کنیم. در اینجا فقط باید بگویم همه ما باید به خدا پناه ببریم  و از خدا کمک بخواهیم . خدایا کمکمان کن تا انسان باقی بمانیم. انسان بودن و انسان ماندن سخت است. خیلی سخت. پس دستورالعمل بعدی اینست که:

۴- ده بار نفس عمیق بگیریم و با خودمان حرفهای قشنگ بزنیم: من دارم بر خودم مسلط میشوم. آروم باش. آرومه آرومه آروم. من قوی هستم و اجازه نمیدهم که کسی مرا عصبی کند. من هیچ انتظار و توقعی از دیگران ندارم. من می دانم که همه آدمها خوب هستند. آدمها حق دارند اشتباه کنند. همانطور که من هم اشتباه میکنم.

با هر دَم و بازدَم حرفهای خوب و مثبت بزنیم می بینیم که اتفاق عجیبی در ما رُخ می دهد. جسم و روح ما حرفمان را گوش می کنند و تحت کنترل ما در می آیند.

۵-       یاد بگیریم ببخشیم, اصلاَ و ابداَ کینه به دل نگیریم:

بخشش ابزار بسیار قدرتمندی است. اگر اجازه دهیم عصبانیت و سایر احساسات منفی، احساسات مثبت را در ما از بین ببرد، خواهیم دید که غرق در تلخی حس بی‌انصافی میشویم. اما اگر بتوانیم کسی که عصبانیمان کرده را ببخشیم، هر دوی ما می‌توانیم از آن موقعیت درس بگیریم. واقع بینانه نیست که انتظار داشته باشیم همه درست همانطور که ما دوست داریم رفتار کنند.

۷-      بدانیم که عصبانیت یک احساس است:

 عصبانیت یک احساس است و می تواند در یک لحظه تغییر کند و یک احساس دیگر جانشینش شود. پس برای از بین بردن فشار موقعیت، از شوخ طبعی استفاده کنیم. یک شوخی بجا می تواند جو سنگین جدیت را در آن لحظه آزارنده بشکند.

زن و شوهری بشدت با هم بحث کردند. مرد درب را کوبید و آمد بیرون و رفت روی چمنهای جلوی درب منزل دراز کشید. ساعت ۱۲ شب بود. زن مدتی بعد نگران شد آمد به دنبال شوهرش. درست نرسیده به شوهرش در حالیکه مرد نمی خواست زن او را ببیند یکباره پایش رفت روی بوق دوچرخه ای که روی زمین افتاده بود پرید هوا و جیغ کشید. مرد با دیدن این صحنه شروع کرد به خندیدن. حالا مردی که چند لحظه قبل سخت عصبانی بود, بشدت می خندید. زن هم شروع کرد به خندیدن. جَوّ عوض شد.

 

میزان عصبانیت بشدت کاهش یافت. حالا هر دو احساس بهتری داشتند. احساس خوشحالی و نشاط جانشین عصبانیت شده بود. فضا آرامتر شد و زوجین بهتر توانستند با هم صحبت کنند. تا ۴ صبح با هم آرام حرف زدند و تا حد زیادی به نتایج خوب رسیدند. خانم می گفت یکی از بهترین خاطرات ما آنشب رقم خورد و برای اولین بار خیلی خوب با هم حرف زدیم و به نتیجه هم رسیدیم. پس وقتی احساسات تا این حد قابل تغییر است و در یک لحظه می تواند تا این حد تغییر کند چرا ما اینقدر تحت تاثیر عصبانیت باشیم. می توان این تغییر را عمداً بوجود آورد. یعنی تغییر از یک “احساس بد” مثل عصبانیت به یک “احساس خوب” مثل شادی و تفاهم. تغییر دادن جو سنگین ناراحتی و عصبانیت, یک هنر است یک قدرت است. جَوّ موجود را عوض کنیم. با یک شوخی ساده, یک جوک ساده در مورد خشم و عصبانیت. تعریف یک خاطره طنز آمیز از عصبانیت خودمان یا دیگران.

۸-   ارزش سنجی: یکی از بهترین تکنیک ها برای کنترل عصبانیت ارزش سنجی است. هیچوقت  بخاطر مسائل کوچک عذاب نکشیم                                     

 همیشـه از خـود سـؤال کنیم که ” آیا این موضوع آنقدر ارزش دارد که بخاطرش عصبانـی شوم؟” سلامتی من ارزش بیشتری دارد یا موضوع مورد نظر؟ رابطه ام مهمتر است یا موضوع عصبانیتی که پیش آمده. عشق بین ما مهمتر است یا موضوع مورد نظر؟ آرامش من مهمتر است یا موضوع مورد نظر؟ قطعاً و قطعاً و قطعاً آرامش, رابطه ما, صمیمیت و محبت بین ما و سلامتی مان بسیار بسیار بسیار مهمتر است. اصلاً ارزش موضوعاتی که ما بخاطرش عصبانی میشویم و عشق و آرامش و سلامتی قابل مقایسه نیستند. پس عاقل باشیم. به خاطر یک خطا، خانه و کاشانه را به آشوب نکشیم. همیشه در مواقع تنش زا کمی فکر نماییم و با این عقیده که موضوع مورد نـظـر دارای اهمیت فوق العاده ای نیست که باعث بروز عصبانیت و خشم ما گردد، خـود را آرام نماییم تا از زندگی طولانی تر، سلامت تر و مفرح تر برخوردار گردیم.

 

 

منبع : محسن محمد ی نیا مسئول مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی معین 

خلاصه نویسی و تغییرات در متن احمددانایی فر

Osvehbook95@gmail.com – osvehbook.com– osvehbook.blogfa.com

کانال دنیای دانایی و دانش در تلگرام @osvehbook کانال بخوان @bookosveh

حروفچــینی: ضیاء الدین و سُمَیه   (بندر خمیر:۱۳۹۶/۱۲/۱)

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “کنترل خشم با تغییر سیستم شخصیتی غلط”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

69 − 66 =