تماس با ما

نوشته های جدید

مشترک خبرنامه شوید

برای دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود عضو خبرنامه شوید

تازه ترین نظرات

پادشاه و کنترل خشم

پادشاه و کنترل خشم

موضوع جلسه ۷۱۰چهارشنبه : ۲۹/۹/ ۱۳۹۶                            

الحَمْدُ للهِ ربِّ العَالَمِینَ، أَمَرَ عِبَادَهُ بِالتَّسَلُّحِ بِالعِلْمِ، والتَّخَلُّقِ بِخُلُقِ الحِلْمِ، والعَیْشِ فِی ظِلالِ الأَمْنِ والسِّلْمِ، وَأَشهَدُ أَنْ لاَ إِلهَ إلاَّ اللهُ وَحدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ ، ” وَأَشْهَدُ أَنَّ سَیِّدَنَا مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ،اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَبَارِکْ عَلَیهِ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ أَجْمَعِینَ،وَمَنْ تَبِعَهُمْ وَأَحْسَنَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ.

 

یکى از پسران هارون الرشید در حالى که بسیار خشمگین بود نزد پدر آمد و گفت: فلان سرهنگ زاده به مادرم دشنام داد.هارون، بزرگان دولت را احضار کرد و به آنها گفت: جزاى چنین شخصى که فحش ناموسى داده است چیست ؟یکى گفت: جزایش، اعدام است. دیگرى گفت: جزایش بریدن زبانش ‍ است.سومى گفت: جزایش مصادره اموال او به عنوان تاوان است. چهارمى گفت: جزایش تبعید است.

هارون به پسرش گفت: اى پسر! بزرگوارى آن است که او را عفو کنى.

نه مرد است آن به نزدیک خردمند   /    که با پیل دمان پیکار جوید

بلی مرد آن کس است از روی تحقیق    /       که چون خَشم آیدش، باطل نگوید

 

با آرزوی موفقیت برای همه مومنین

 

 

حکایت هایی از سعدی – باب اول – در سیرت پادشاهان

خلاصه نویسی و تغییرات در متن احمددانایی فر

Osvehbook95@gmail.com – osvehbook.com– osvehbook.blogfa.com

کانال دنیای دانایی و دانش در تلگرام @osvehbook کانال بخوان @bookosveh

حروفچــینی: ضیاء الدین و سُمَیه   (بندر خمیر:۱۳۹۶/۱۰/۹)

 

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “پادشاه و کنترل خشم”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

32 − 22 =