تماس با ما

نوشته های جدید

مشترک خبرنامه شوید

برای دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود عضو خبرنامه شوید

تازه ترین نظرات

کنترل خشم – هلر

          کنترل خشم

معنای لغوی «خشم»

 «خشم» درلغت، به غضب، غیظ ، قهر، سخط، برآشفتگی و مقابل خشنودی معنا شده است.(لغت نامه دهخدا)

کلمه «غیظ» درلغت به معنای خشم یا سخت ترین خشم یا تیزی آن است (فرهنگ جامع نوین) و دراصطلاح، حالت برافروختگی و هیجان فوق العاده روحی است که پس از رویارویی با ناملایمات به انسان دست می دهد.

کلمه «غضب» در لغت به معنای خشم گرفتن، خشمگینی، خلاف خشنودی، سخت خشم، و زرد خشم به کار رفته است. (لغت نامه دهخدا)

تمایز«حلم» و «کظم غیظ»

 «حِلم» در لغت فارسی به معنای بردباری، آهستگی نمودن، شکیبایی، صبر، مقابل غضب و تندی است. (فرهنگ فارسی معین)

و در لغت عرب، به مفهوم تأمل، تأنی، درنگ، عدم شتاب در امور، حفظ نفس از هیجان غضب، معنا شده است.

لغت شناس معروف قرآن، «راغب اصفهانی» در مفردات الفاظ قرآن می نویسد:

الْحِلْمِ ضَبْطُ النَّفْسِ عِنْدَ هَیَجَانِ الْغَضَب؛ حِلم کنترل کننده نفس از طغیان خشم است.

سپس می گوید: از آن جا که این حالت از عقل و خرد ناشی می شود، گاهی حلم به معنی عقل و خرد نیز به کار رفته است. (مفردات الفاظ قرآن)

تعریف خشم و عصبانیت

خشم  یک احساس است و عصبانیت یک رفتار ناشی از احساس خشم.

خشم احساسی است ناشی از ناکامی یا حس بی عدالتی همراه با تَنِش و خصومت براثر یک آسیب واقعی یا خیالی از طرف افراد دیگر یا محیط بیرون.

 خشم احساسی است که بدون شک تمام افراد در زندگی خود آن را تجربه خواهند کرد. یک احساس طبیعی که بیانگر سلامتی هر فرد است ولی اگر آن را تحت کنترل نگیریم، تبدیل به عصبانیت شده و آنگاه عصبانیت است که ما را تحت کنترل می گیرد و باعث نتایج ویرانگر و بعضاً غیرقابل جبران خواهد شد.

بسیاری از دوستیها، روابط خانوادگی، کاری و … تحت تاثیر عدم توانایی فرد در کنترل خشم  به سمت ویرانی کشیده می شوند. هیچکس فردی را که در اکثر اوقات عصبانی است را دوست ندارد و به عنوان همنشین خود انتخاب نخواهد کرد.

 

خشم و عصبانیت و کنترل آن(منبع: Succes.ir)

ما با احساس خشممون یکی از این۴ نوع برخورد را میتوانیم داشته باشیم :

۱:عصبانیت : وقتی که ما خشم خود را بصورت رفتار پرخاشگرانه یا داد زدن و یا ناسزا گفتن و یا برخورد تند و تیز ابراز میکنیم در واقع سم و زهر داخل بدن خودمان را به بدن دیگران وارد میکنیم . این از نظر اخلاقی کاری بسیار زشت و ناپسند و شدیداَ غیر اخلاقی است. این رفتار پیامدهای بلند مدت زیادی داشته و باعث میشود خشم و کینه و دشمنی در دل اطرافیان نسبت به ما ایجاد بشود.

 

۲ : فرو خوردن خشم : این برخورد با خشم بسیار ویرانگر بوده و موجب بیماریها و گرفتاریهای روانی فراوانی میشودپس به هیچ عنوان ما قرار نیست خشم خودمان را بخوریم چون خوردن خشم دقیقاَ مانند خوردن سم و زهر به داخل بدن روانی ماست.

 

۳: ابراز خشم: وقتی است که ما صمیمانه و صادقانه با لحنی آرام و مودبانه موضوع ناراحت شدنمان را با طرف مقابل در میان میگذاریم.

مثال: مدتی در صف نانوایی ایستاده ایم ناگهان شخصی از راه می رسد و جلو صف قرار می گیرد ما در اینجا با لحنی آرام و مودبانه می گوییم آخر صف آنجاست.

 

۴: مدیریت خشم : این روش یک روش مفید و بسیار درست و علمی در برخورد با خشم است که استفاده از آن نیازمند آگاهی و دانایی و تا حدودی سلامت روانی میباشد، به عنوان یک تمثیل در این روش ما بجای اینکه اجازه دهیم رودخانه خروشان خشم باعث خرابی و ویرانی سازه های ما شود یک سد جلوی این رودخانه بنا می کنیم و از نیروی این آب خروشان در جهت کشاورزی یا بهبود بهتر شرایط و اوضاع استفاده میکنیم.

 

راههای مدیریت خشم چیست ؟

۱ـ زمان حال خود را با خشم و عصبانیت به هدر ندهیم.

۲ـ لبخند زدن : در مواقعی که بسیار عصبانی هستیم، سعی کنیم یک بار لبخند بزنیم؛ خنده استرس را کم     می کند ، فشار خون را کاهش می دهد و نیروهای دفاعی بدن را قوی تر می کند.

۳ـ  خود را با دیگران مقایسه نکنیم :گاهی اوقات علت عصبانیت افراد مقایسه شان با دیگران است؛ مثلا: شخص می گوید که درآمد همکارم بیشتر از من است یا اتومبیل همسایه ام بهتر از اتومبیل من است و یا مواردی از این دست. خود را با دیگران مقایسه نکنیم.

ـ زندگی را سخت نگیریم.

ـ یاد بگیریم تا اعمال و عقاید دیگران ما را پریشان و آشفته نسازد.

ـ به خاطر داشته باشیم که دیگران حق دارند با آن چه دلخواه ماست همراه نباشند.

ـ به یاد داشته باشیم که دیگران نمی‌توانند همیشه به میل ما رفتار کنند.

ـ بیاموزیم که دنیا هرگز آن طور که ما می‌خواهیم، نخواهد بود.

ـ خود را از شر توقعاتی که از دیگران داریم نجات دهیم.

ـ از شخصی که دوستش داریم بخواهیم تا هنگام عصبانیت‌، به ما با گفتار یا اشاره‌ای توافق شده‌، هشدار دهد. مثال : («مشاوری که خشم پادشاه را کنترل کرد»گویند پادشاهی،مشاور مخصوصی داشت،که همواره او را راهنمایی می کرد، در یک جلسه خصوصی مشاور رو به پادشاه کرد و گفت خیلی زود عصبانی می شوی برای این کار باید چاره ای اندیشید. پادشاه گفت راست می گویی پس چاره ای بیندیش. مشاور در یک فرصت مناسب ، بر روی سه ورقه مطالبی نوشت و به پادشاه نشان داد، و گفت:« هر وقت خشمگین شدی و خشمت شدید شد این سه نوشته را یکی پس از دیگری به شما نشان می دهم ».

شاه پذیرفت، تا اینکه روزی، شاه بر سر موضوعی، به شدت خشمگین شد. مشاور یکی از ورقه ها را  به او داد که در آن نوشته شده بود: «خشم خود را کنترل کن تو که خدای مردم نیستی»

پس از لحظه ای ورقه دومی را به او نشان داد،که در آن نوشته شده بود: «اگر می خواهی خدا به تو رحم کند تو نیز به زیر دستانت رحم کن »

 بعد از اینکه پادشاه دو ورقه قبلی را مطالعه کرد سومی را نیز به او نشان داد،که در آن نوشته شده بود: « اگر بر ناتوان خشمگین شوی, دلیل بر این است که قوی نیستی».

با یادآوری این مطالب،پادشاه خشم خود را کنترل کرد و آرام گرفت.)

یکی از راهکارهای بسیار مهم در کنترل خشم

ـ یکی از راهکارهای بسیار مهم در کنترل خشم تلقینه و این تلقین دو شاخه داره یعنی هم باید تلقین منفی نکنیم و هم به خود تلقین مثبت کنیم. مراقب باشیم ببینیم آدمهایی که عصبانیند معمولاً این واژه را زیاد به کار  می برند من نمی تونم تحمل کنم. من اعصابم خورد میشه. من از دست او خیلی حِرسَم گرفته. من آدم عصبی هستم. وقتی هِی به خودم میگیم من آدم کم تحملم، نمی تونم تحمل بکنم، عصبانیم. راستی راستی من خشمم بیشتر میشه و به این شکل خودم را آدم عصبانی تری کرده ام. وقتی گفتم من تحمل ندارم راستی کم تحمل میشم. وقتی گفتم عصبیم من عصبی میشم.

 بنابراین اول از همه اینکه: از این پس نه با خودمان این حرف را بزنیم و نه با دیگران این مطلب را در میان بگذاریم که من آدم عصبانی هستم. در نقطه مقابل مدام به خود تلقین کنیم که من آدم خویشتن دار، پرتحمل و صبوری هستم. همین تلقین مثبت که من پرتحمل و صبورم و روز به روز صبرمن و تحمل من بیشتر میشه ما را تبدیل به آدم پرتحمل و خویشتن دار می کنه. بنابراین تلقین منفی نکنیم و به تلقین مثبت تحمل،مشغول باشیم. (مجتبی حورایی)

موقعیت‌های ایجادکننده خشم:

قطع شدن یک کار مورد علاقه، مورد ظلم واقع شدن، مسخره یا تحقیر شدن، قرار گرفتن در معرض پرخاشگری از طرف دیگران، مورد بی‌اعتنایی یا بی‌توجهی قرار گرفتن، گول خوردن، آسیب‌دیدن از طرف دیگران (عمدی یا غیرعمدی)

 

علائم هشداردهنده بروز خشم:

افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون، گشاد شدن مردمک چشم، تغییر رنگ چهره (سرخ شدن یا رنگ‌پریدگی)، داغ شدن یا یخ کردن، بی‌حس شدن برخی از قسمت‌های بدن، تغییر در تنفس.

 

تا حالا شده سر موضوعی عصبانی شویم و به قول معروف همه چیز را به هم بزنیم؟! در آن حالت چه کار     کرده ایم؟ غیر از این است که در اکثر مواقع در چنین شرایطی عملی را انجام  داده ایم که بعداً از کار خودمان پشیمان شده ایم؟!  بر آن شدیم تا ببینیم چگونه می توانیم بر این قوه ی غضب خود کنترلی داشته و آن را مهار کنیم؟ با هم همراه می شویم…

ستایش خدای توانا در مورد کسانیکه که خشم  خود را مدیریت کنند:

خدای متعال در قرآن می‌فرماید: ﴿…وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ [الشوری: ۳۷] ﴾.

و هرگاه خشمگین شوند، بیامرزند و گذشت نمایند، و بر خشم عمل نکنند!

عَنْ أبی هُریرهَ ﴿رَضِیَ اللهُ عَنْهُ﴾، أنَّ رَجُلاً قالَ لِلنَّبِیِّ ﴿صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم﴾: أَوْصِنِی.

قَالَ:لاَ تَغْضَبْ!فَرَدَّدَ مِرَارًا، قالَ:لاَ تَغْضَبْ!. رواه البخاریُّ.

از أبی هُریرهَ ﴿رَضِیَ اللهُ عَنْهُ﴾روایت شده که مردی عرض کرد یا رسول الله﴿صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم﴾!مرا سفارش ده به کرداری سودمند. فرمود: خشم مگیر. آن مرد چند بار همین سؤال را پرسید، و باز پیامبر فرمود: خشم مگیر.

  ﴿… وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ﴾ [آل عمران: ۱۳۴]

و خشم خود را فرو می‌برند و از خطاهای مردم درمی‌گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد.

 نقل است که یکی از خدمتکاران زین العابدین علی بن حسین بن علی بن ابی طالب ﴿رَضِیَ اللهُ عَنْهُ﴾ ظرفی را که دارای خورش داغ بود، بر لباس زین العابدین ریخت، چون از این جهت امام ناراحت شد، خدمتکار گفت:﴿وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ «فروخورندگان خشم»﴾. امام گفت:کَظَمْتُ غَیْظِی! «خشمم را فرونشاندم ». خدمتکار گفت:﴿وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ « در گذرندگان از مردم »﴾.امام گفت: عَفَوْتُ عَنْکَ!«از تو درگذشتم » خدمتکار گفت: ﴿وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ « خداوند نیکوکاران را دوست دارد » ﴾.

امام گفت: إِذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللهِ! « برو که در راه خدا آزاد هستی.»

حضرت﴿صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم﴾می فرماید:لَیْسَ الشَّدِیدُ بِالصُّرَعَهِ وَلَکِنَّ الشَّدِیدَ الَّذِی یَمْلِکُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ.(مسنداحمد)فرد قوى آن کسى نیست که هنگام کُشتى گرفتن و زورآزمایى افراد دیگر را به زمین مى‏زند بلکه کسى است که هنگام خشم، خود را نگه مى‏دارد.

سعدی﴿رَحمَهُ الله عَلَیه در بیان معنی این حدیث داستان و شعری را بیان می فرماید:

یکى از پسران هارون الرشید در حالى که بسیار خشمگین بود نزد پدر آمد و گفت: فلان سرهنگ زاده به مادرم دشنام داد. هارون، بزرگان دولت را احضار کرد و به آنها گفت: جزاى چنین شخصى که فحش ناموسى داده است چیست ؟یکى گفت: جزایش، اعدام است. دیگرى گفت: جزایش بریدن زبانش است. سومى گفت: جزایش مصادره اموال او به عنوان تاوان است. چهارمى گفت: جزایش تبعید است.

هارون به پسرش گفت: اى پسر! بزرگوارى آن است که او را عفو کنى.

                   نه مرد است آن به نزدیک خَرَدمنـد         که با پِیلِ دَمَان پیکار جویـد )دَمَان: خروشان و خشمگین)

                      بلی، مرد آن کس است از روی تحقیق      که چون خَشم آیَدَش باطل نگوید (حکایت هایی از سعدی)

چرا وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

استادى از شاگردانش پرسید: «چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟»

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: «چون در آن لحظه، آرامش و خونسردی‌مان را از دست می‌دهیم.»

استاد پرسید:«این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد، داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟»

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام او چنین توضیح داد: «هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.»

سپس استاد پرسید: «هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آنها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.»

استاد ادامه داد: «هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.»

 

معالجه خشم و غضب :

خودرویی را تصور کنید که با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت در حال حرکت است. اگر راننده یک لحظه به تبعات این سرعت بالا فکر کرده و سرعتش را کم کند، آسیب کمتری می‌بیند. ما هم با مرور نتایج منفی ناشی از پرخاشگری می‌توانیم بهتر به خودمان کمک کنیم؛ اما چگونه؟

 ۱- با خودمان قرار بگذاریم فاصله‌ای بین «احساس خشم» و «ابراز خشم» ایجاد کنیم.

امام احمد و ابوداود از ابوذر﴿رَضِیَ اللهُ عَنْهُ﴾،روایت کرده اند که حضرت رسول﴿صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم﴾ فرمود:

إِذَا غَضِبَ أَحَدُکُمْ وَهُوَ قَائِمٌ ، فَلْیَجْلِسْ ، فَإِنْ ذَهَبَ عَنْهُ الْغَضَبُ ، وَإِلاَّ فَلْیَضْطَجِعْ!. اگر یکی از شما خشم گرفت، در حالی که ایستاده بود ، بنشیند؛ اگر خشم او برطرف شد که هیچ ، و گرنه به پهلو بخوابد.

 

 امام احمد از ابن عَبَّاس﴿رَضِیَ اللهُ عَنْهُمَا﴾ روایت کرده است که حضرت﴿صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم﴾  فرمود:

«إِذَا غَضِبَ أَحَدُکُمْ، فَلْیَسْکُتْ، قَالَهَا ثَلَاثًا»! هرگاه یکی از شما خشمگین شد پس خاموش شود، و این جمله را سه بار تکرار فرمود.

۲- یا می توانیم حدود ده ثانیه مکث کنیم. برای ایجاد این وقفه زمانی می‌توانیم ۲۰ شماره بشماریم یا نفس عمیقی بکشیم یا استفاده از آب (وضو گرفتن یا نوشیدن) یا از مکانی که در آن هستیم، فاصله بگیریم.

موقعی که حضرت﴿صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم﴾ غنیمتی را تقسیم می‌کرد، مردی نادان گفت: این قسمت‌کردن برابر رضای خدا نیست. عبدالله بن مسعود﴿رَضِیَ اللهُ عَنْهُ﴾ این کلمه را به پیغمبر رسانید، با این که روی مبارک‌شان دگرگون شد و به خشم آمد، ولی بر این کلمه نیفزود که : «رَحِمَ الله أَخِی مُوَسى﴿عَلَیْهِ السَّلاَمُ﴾ لَقَدْ أُوذِیَ بِأَکْثَرَ مِنْ هذا فَصَبَر»! خدا رحمت کند برادرم موسی﴿عَلَیْهِ السَّلاَمُ﴾ را که بیش از این اذیت شد و صبر پیشه کرد.

 

امام احمد و ابوداود از روایت «عروه بن محمد السعدی» آورده اند که مردی او را خشمگین کرد و او بلند شد وضو گرفت و گفت: پدرم به من گفت که پدرش روایت نمود کهپیغمبر﴿صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم﴾ فرمود: خشم از شیطان است و شیطان از آتش است و آتش با آب خاموش می‌شود، پس هرگاه یکی از شما خشمگین شد وضو بگیرد.

 

آب نوشیدن و فاصله گرفتن

داستان فرد عصبانی و حکیم (زمانی شخصی نزد حکیمی میرود و میگوید ای حکیم من فردی هستم که دائماً عصبانی میشوم و خشم زیادی دارم و این باعث شده که دیگران از من فاصله بگیرند. به من گفتند که تو      می توانی به من خیلی کمک کنی. حکیم یک کوزه ای را به ایشان میدهد و می گوید هر زمانیکه دچار خشم شدی کافیه جرعه ای از این کوزه بنوشی و چند قدمی از آنجا فاصله بگیری. شخص هر زمانی که احساس    می کنه که داره درگیر این  شرایط می شود می آید کوزه را بر میدارد و چند جرعه از آن مینوشد و کمی از آنجا فاصله می گیرد. بعد از مدتی که از این زمان می گذرد احساس می کند که این کوزه تمام شده و دوباره نزد حکیم می رود و میگوید حکیم این تموم شده و ممکنه من دوباره به همان شرایط مواجه بشوم چه کمکی میتوانی به من بکنی؟ حکیم میگوید که این مایع به وفور در اطراف شما پیدا میشود. میگه این مایع چیه؟ میگه آب. زمانیکه شما آب را مینوشی و زمانیکه چندین قدم فاصله میگیری باعث میشود اکسیژن بیشتری به شما برسه و خشمت فروکش کنه و احساس آرامش کنی)  

 

۲- احتیاج ما به عفو در قیامت از احتیاج انسان به عفو ما بیشتر است

اگر امروز کسی مرا عصبانی کرده است، من او را ببخشم. حالا این شخص چقدر به بخشش من نیاز دارد؟ مگر من در قیامت نیازم به بخشش خدا بیش از نیاز ایشان به بخشش من است. این شخص مرا عصبانی کرده، و من از دستش عصبانی هستم و می توانم فریاد بزنم ولی اگر این عصبانیت را فروکش کنم، خداوند در روز قیامت غضبش را از من بر خواهد داشت ان شاء لله

توجه کنیم که اگر این عصبانیت را فروکش کنیم، خدا چه پاداشی به ما می‌ دهد:

«لا تَغضَب وَلَکَ الجَنه»﴿ صحیح الجامع / ۷۳۷۴﴾ خشمگین مشو، تا در عوض بهشت را پاداش بگیری!.

سخنان بزرگان درباره‌ی خشم

 باسواد بودن، یعنی توانایی گوش دادن به هر چیزی، بدون اینکه خشمگین شویم.((دیوید نوریس))

 هنگامی که خشمگین و برآشفته هستید، در دشواری خود به دام می‌افتید. هرچه بیشتر خشمگین شوید و دست و پا بزنید، بیشتر در باتلاق دشواری‌ها فرو خواهید رفت.((آنتونی رابینز))

 کسی که به جای خشمگین شدن، لبخند می‌زند، همیشه نیرومندتر است.((گفته ی ژاپنی))

 مرد خشمگین پر از زهر است و زندگی را زهرآگین می کند.((کنفوسیوس)) 

 آن چه با خشم آغاز می شود، با شرم به پایان می رسد.((بنجامین فرانکلین)) 

 چون دوستی اختیار کردی، در حال خشم، وی را آزمایش کن؛ اگر با انصاف باشد، دوستی را شاید و اگر نه از وی دوری کن. ((لقمان)) 

 دوست تو کسی است که هر گاه کلمه حق از تو بشنود، خشمناک نشود. ((فیثاغورث)) 

 اگر بر ناتوان خشمگین شوی، دلیل بر این است که قوی نیستی. ((فرانسوا ولتر)) 

شعری از مولوی در باره خشم

                      جمله خَشم از کِبر خیزد از تکبر پاک شو          گر نخواهی کِبر را رو بی‌تکبر خاک شو

                    خَشم هرگز برنخیزد جز زِ کِبر و ما و من           هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو

یکی از اسباب ناخَلَف‌شدن فرزندان همین نفرین پدر و مادر است که در موقع خشم آنچه بر زبان‌شان آمد، می‌گویند: و وقتی که از نفرین خودشان فرزندان‌شان فاسد شدند، می‌نالند.

معروف است که مردی نزد حسن بصری﴿رَحمَهُ الله عَلَیهاز پسرش شکایت کرد، حسن پرسید: آیا گاهی نفرین در حق او نموده‌ای؟ مرد نامبرده گفت: بسیار. حسن گفت: پس خودت او را فاسد ساخته‌ای، و خود کرده را تدبیر نیست.

  خشم نمی‌تواند مانع از وقوع جریمه بشود، اگر کسی در حال خشم زوجه‌ اش را طلاق بدهد طلاقش واقع است، و اگر کسی در حال خشم مرتکب قتل شود قصاص از او گرفته می‌شود، و در حال خشم‌بودن عذر نمی‌شود.

چگونه با یک فرد عصبانی برخورد کنیم؟( منبع:lifehack)

از صدای آرام و آهسته استفاده کنیم

معمولاً وقتی یک نفر عصبانی است و با صدای بلند صحبت می کند ، شخصی که می خواهد او را آرام کند نیز     ناخودآگاه با او با صدای بلند صحبت می کند و حتی گاهی بلندتر از فرد عصبانی حرف می زند زیرا گمان می کند با این کار فرد عصبانی بیشتر به حرفهای او توجه خواهد کرد غافل از اینکه این کار آنها همه چیز را بدتر       می کند و باعث می شود فرد عصبانی صدایش را بلندتر کند و حتی داد بزند. بنا براین با تُن صدای معمولی و همیشگی مان با فرد عصبانی صحبت کنیم . اغلب وقتی با افراد عصبانی آرام صحبت می کنیم او هم صدایش را پایین می آورد تا صدای ما را بشنود .

 

شنونده باشیم

معمولاً آدمها وقتی احساس می کنند کسی به حرفشان گوش نمی دهد عصبانی می شوند بنا براین برای آرام کردن فرد عصبانی می توانیم از جمله هایی مانند ” حرفهایت را می شنوم ، متوجه هستم که عصبانی هستی ، فکر نکن برای کسی اهمیت نداری ” ، استفاده کنیم و حتی اگر حرفی که فرد عصبانی به زبان می آورد درست نیست هم اصلاً با او بحث نکنیم .

ما می توانیم وقتی آرام شد با او صحبت کنیم اگر در زمان عصبانیت به او بگوییم حرفش درست نیست او عصبانی تر می شود و معمولاً بحث کردن با آدم عصبانی به هیچ جا نمی رسد و ثمره ای ندارد اما اگر به حرفهای او گوش کنیم و از عبارات تَسَلّی دهنده استفاده کنیم او کم کم آرام می شود.

درباره کارهای اشتباهی که انجام شده صحبت نکنیم

وقتی فردی عصبانی است ، حل کردن مشکلات غیر ممکن است زیرا احساساتی که در اثر خشم زیاد در او ایجاد شده باعث می شود آن فرد نتواند عاقلانه و منطقی فکر کند، بنا براین هرگز درباره اشتباهاتی که باعث خشم او شده صحبت نکنیم و هرگز به او نگوییم که رفتار و حرفهای او غیر منطقی است و اجازه بدهیم او بفهمد که ما دوست داریم در حل مشکل پیش آمده به او کمک کنیم اما ترجیح می دهیم وقتی او آرام شد درباره آن حرف بزنیم.

 

داستان اثر کنترل خشم والدین در تربیت فرزند

دکتر آرون گاندی، نوۀ مهاتما گاندی و مؤسّس مؤسّسۀ “ام ‌کی ‌گاندی برای عدم خشونت”، داستان زیر را به عنوان نمونه ای از اثر کنترل خشم والدین در تربیت فرزند بیان می کند:

شانزده ساله بودم و با پدر و مادرم در مؤسّسه ای که پدربزرگم در فاصلۀ هجده مایلی دِربِن (Durban)، در افریقای جنوبی، در وسط تأسیسات تولید قند و شکر،تأسیس کرده بود زندگی می کردم. ما آنقدر دور از شهر بودیم که هیچ همسایه ای نداشتیم و من و دو خواهرم همیشه منتظر فرصتی بودیم که برای دیدن دوستان یا رفتن به سینما به شهر برویم.

یک روز پدرم از من خواست او را با اتومبیل به شهر ببرم زیرا کنفرانس یک روزه ای قرار بود تشکیل شود و من هم فرصت را غنیمت دانستم.  چون عازم شهر بودم، مادرم فهرستی ازخوار و بار مورد نیاز را نوشت و به من داد و پدرم نیز از من خواست که اتومبیلش را برای سرویس به تعمیرگاه ببرم.

وقتی آن روز صبح پدرم را پیاده کردم، گفت: “ساعت ۵ همین جا منتظرت هستم که با هم به منزل برگردیم.”  بعد از آن که شتابان کارها را انجام دادم، مستقیماً به نزدیکترین سینما رفتم. آنقدر مجذوب تماشای فیلم  بودم که زمان را فراموش کردم. ساعت ۵/۵ بود که یادم آمد. دوان دوان به تعمیرگاه رفتم و اتومبیل را گرفتم و شتابان به جایی رفتم که پدرم منتظر بود. وقتی رسیدم ساعت تقریباً شش شده بود.

پدرم با نگرانی پرسید، “چرا دیر کردی؟” آنقدر شرمنده بودم که نتوانستم بگویم مشغول تماشای فیلم بودم و بدین لحاظ گفتم، “اتومبیل حاضر نبود؛ مجبور شدم منتظر بمانم.” ولی متوجّه نبودم که پدرم قبلاً به تعمیرگاه زنگ زده بود.

مچ مرا گرفت و گفت، “در روش من برای تربیت تو نقصی وجود داشته که به تو اعتماد به نفس لازم را نداده که به من راست بگویی. برای آن که بفهمم نقص کار کجا است و من کجا در تربیت تو اشتباه کرده ام، فاصله اینجا تا منزل را پیاده می روم که در این خصوص فکر کنم.”

پدرم با آن لباس و کفش مخصوص مهمانی، در میان تاریکی، در جادّه های تیره و تار و بس ناهموار پیاده به راه افتاد. نمی توانستم او را تنها بگذارم. مدّت پنج ساعت و نیم پشت سرش اتومبیل میراندم و پدرم را که به علّت دروغ احمقانه ای که بر زبان رانده بودم غرق ناراحتی و اندوه بود نگاه می کردم.

همان جا و همان وقت تصمیم گرفت دیگر هرگز دروغ نگویم. غالباً دربارۀ آن واقعه فکر می کنم و از خودم     می پرسم، اگر او مرا، به همان طریقی که ما فرزندانمان را تنبیه می کنیم، مجازات می کرد، آیا اصلاً درسم را خوب فرا میگرفتم.تصوّر نمیکنم. از مجازات متأثّر می شدم امّا به کارم ادامه می دادم. امّا این عمل سادۀ عاری از خشونت آنقدر نیرومند بود که هنوز در ذهنم زنده است گویی همین دیروز رخ داده است. (خاطره ای از آرون گاندی)

در پایان هم پناه می بریم به خدا از خشم با دعایی از رسول اکرم﴿صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم﴾ :

اَللهُمَّ أَسْأَلُکَ کَلِمَهَ الحَقِّ فِی الْغَضَبِ وَالرِّضَا!

 خدایا! از تو درخواست می کنم سخن حقّ  در حالت خشم و خوشنودی.

 زیرا سرآمد کارها خوشنودی تو است، و خوشنودی تو در همراهی با حقّ است، وَالسَّلام.

  

منبع : گلچین مقالاتی از اینترنت- خلاصه نویسی و تغییرات در متن احمددانایی فر 

Osvehbook95@gmail.com – osvehbook.com– osvehbook.blogfa.com

کانال دنیای دانایی و دانش در تلگرام @osvehbook کانال بخوان @bookosveh

حروفچــینی: ضیاء الدین و سُمَیه   (بندر خمیر:۱۳۹۶/۱۲/۲۲)

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “کنترل خشم – هلر”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

90 − 80 =