تماس با ما

نوشته های جدید

مشترک خبرنامه شوید

برای دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود عضو خبرنامه شوید

تازه ترین نظرات

عصبانی شدن و پشیمانی

موضوع جلسه ۷۲۱چهارشنبه : ۱۶/۱۲/ ۱۳۹۶(آخرین جلسه کلاس در سال۹۶ و شروع دوباره کلاس چهارشنبه ۲۲فروردین۱۳۹۷)                     

عصبانی شدن و پشیمانی

الحَمْدُ للهِ ربِّ العَالَمِینَ، أَمَرَ عِبَادَهُ بِالتَّسَلُّحِ بِالعِلْمِ، والتَّخَلُّقِ بِخُلُقِ الحِلْمِ، والعَیْشِ فِی ظِلالِ الأَمْنِ والسِّلْمِ، وَأَشهَدُ أَنْ لاَ إِلهَ إلاَّ اللهُ وَحدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ ، ” وَأَشْهَدُ أَنَّ سَیِّدَنَا مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ، اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَبَارِکْ عَلَیهِ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ أَجْمَعِینَ،وَمَنْ تَبِعَهُمْ وَأَحْسَنَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ.

 

مطمئناً برای همه ما پیش اومده که از چیزی یا کسی عصبانی شدیم.خب احتمالاً اون موقعیت طوری بوده که باید عصبانی می‌شدیم. مشکل عصبانی شدن نیست. مشکل کاری هست که موقع عصبانیت انجام میدیم. خیلی‌هامون وقتی عصبانی میشیم، کاری می‌کنیم که بعد که آروم شدیم، از کاری که کردیم ناراحت و پشیمون میشیم.

بزارید چند تا مثال بزنم. آخر کار در مورد این مثال ها صحبت میکنیم.

مثال ۱: مثلاً فرض کنید یه مادر یا پدری، وقتی بچه‌اش رفته بوده بیرون بازی کنه، دوچرخه‌اش رفته توی گِل و کثیف شده. پدر یا مادر ممکنه خیلی عصبانی بشن که چرا این کارو کردی. هِی سَرَش داد بکشن و یا حتی ممکنه کتک هم بزنن.

البته ممکنه بعدش پشیمون و ناراحت بشن.

مثال ۲: مثلاً یه پسر یا دختری به خاطر اینکه مادرش اشتباهی مدارکش رو که توی جیب لباس‌هاش بوده شسته و خراب شده، خیلی عصبانی میشه و سرِ مادرش داد میکشه که چرا جیب لباس‌ها رو درست نگاه نکردی؟ چرا دقت نمی‌کنی و … .

مثال ۳:یه نفر از اعضای خانواده که حواسش نبوده، مثلاً دستش میخوره به گوشی شما که روی میزه و میفته و می‌شکنه. شما عصبانی میشید که فلانی، مگه کوری؟ چرا حواست رو جمع نکردی؟ چرا گوشی من رو شکستی؟ و خیلی حرف‌های دیگه که موقع عصبانیت زده میشه.

 

مثال ۴:فرض کنید یه خانمی با ماشینشون رفته بیرون. بعد تصادف میکنه.

خب شوهرش میاد و میبینه که ماشینش خط افتاده یا هر اتفاقِ دیگه‌ای براش افتاده. عصبانی میشه و میگه: چند بار بهت گفتم حواست رو جمع کن؟ چرا دقت نکردی؟ چرا این بلا رو آوردی سر ماشین؟             چرا تو همش خراب کاری میکنی و کُلِّی حرفای دیگه و یا حتی درگیری فیزیکی.

 مثال زیاده برای عصبانی شدن. فعلاً این چهار مورد را بررسی میکنیم.

آخر کار هم راه حل مقابله با تصمیم‌های زمان عصبانیت رو میگم.

 

توضیح مثال های بالا:

توضیح مثال ۱: اگر من به شما بگم ۵۰ هزارتومان بهتون میدم، سرِ بچتون داد بکشید و دلش رو بشکنید و یا حتی کتکش بزنید، آیا این کارو انجام میدید؟

اگر بگم ۵۰۰ هزارتومان چی؟ اگر بگم ۱ میلیون تومان چی؟

مطمئناً همتون میگید نه. این کار رو نمی‌کنم و هیچ وقت به خاطر پول بچم رو نمیزنم یا دلش رو نمیشکنم. ولی اینطور نیست. شما این کار رو می‌کنید. یعنی حاضرید ۵۰ هزار تومان یا حتی کمتر بگیرید و دلِ بچه خودتون رو بشکنید.

احتمالاً میگید نه؛ هیچ وقت این کار رو نمی‌کنم.

پس چرا به خاطر کثیف شدن دوچرخه‌اش، سرش داد کشیدین؟ چرا دلش رو شکستید؟ چرا کتکش زدید؟  آیا اون بچه عمداً این کارو رو انجام داده؟ آیا خودش میخواسته که کثیف کنه؟

اصلاً فرض کنید که خودش این کار رو کرده و عمداً با دوچرخه‌اش رفته توی گِل. خُب این کاملاً منطقی هست. بچه هست و بچه این کارها رو دوست داره. چرا داریم جلوی خصلت بچه بودن رو می‌گیریم؟    چرا نمی‌زاریم بچه‌ها تا بچه هستن، بچگیشون رو بکنن؟ چرا انتظار داریم مثل ما بزرگترها رفتار کنن و تصمیم بگیرن؟

 

توضیح مثال ۲:اگر کسی بهتون بگه ۲۰ میلیون تومان میدم، ولی باید بری با عصبانیت با مادرت صحبت کنی یا اینکه سرش داد بکشی یا اینکه کاری کنی که اون از دست تو ناراحت بشه، آیا این کارو میکنی؟

باز هم ممکنه بگید نه. با خیلی بیشتر از این پول‌ها هم راضی نمیشم این کارو کنم.

 

ولی باز هم میگم بهتون که شما این کارو می‌کنید.

شمایی که حاضر شدید به خاطر یه مدارک کوچیک که ارزش زیادی هم نداره و اصلاً فرض کنیم مدارک نابود شدن و شما کافیه یه روز یا اصلاً فرض کنید یک هفته وقت بزارید که اون مدارک رو دوباره تهیه کنید، با مادرتون با عصبانیت و بی‌احترامی صحبت کنید، پس مطمئناً حاضر میشید این کارو کنید.

آیا مادر شما عمداً این کار رو انجام داده؟

حواسش نبوده؛ عمداً که این کارو انجام نداده. خسته بوده، ناراحتی داشته، مشکلاتی بوده، کاراش زیاد بوده و هر چیز دیگه‌ای که باعث شده با دقت چک نکنه جیب لباس‌ها رو.

 

توضیح مثال ۳: الان اگر کسی بهتون ۱ میلیون بده حاضر میشید همه این حرفا رو به یکی از اعضای خانوادتون بزنید؟

باز هم میگید نه. ولی شما به خاطر یه صفحه گوشی که تَرَک برداشته، حاضر شدید این کارو انجام بدید. پس مطمئناً با ۱ میلیون هم راضی میشید که این کارو انجام بدید.

آیا برادر یا خواهر شما عمداً این کارو انجام داده؟ خُب حواسش نبوده. خودش که نخواسته!

 

توضیح مثال ۴: اینم مثل مثال‌های قبلی. اگر به شما بگن فلان چیز رو بهت میدیم برو همسرت رو ناراحت کن و …، شما حاضر میشید؟

مطمئناً شما میگید نه. هیچ وقت این کارو نمیکنم.

اگر شما میگید هیچ وقت این کارو نمیکنم، سه تا احتمال اینجا وجود داره.

۱-   احتمالاً تازه ازدواج کردین و هنوز همون علاقه زیادی که داشتین به هم رو دارید.

۲-   یا اینکه همسرتون موقع جواب دادن به این سوال کنار شماست که جوابی جز این نمیتونید بدید.

۳-   یا اینکه واقعاً راست میگید. شما احترام و علاقه تون واقعیه.

 

در هر صورت اگر میگید حاضر نمیشید در مقابل پیشنهادهایی، به همسرتون بی‌احترامی کنید یا دلش رو بشکنید، پس چرا به خاطر یه خسارتی که به ماشینتون وارد شده، این کارو انجام میدید؟

 

 

توضیح نهایی مثال‌ها:

اگر وقتی این اتفاق‌ها میفته و شما حاضر میشید که عصبانی بشید و داد بزنید و دِل بشکنید و ناراحت کنید، پس مطمئناً در مقابل پیشنهادها هم همین کارو می‌کنید. در اصل دقیقاً دارید همین کارو می‌کنید. حتی اگر پیشنهادی نباشه. پس جوگیر نشید که بگید نه این کارو نمیکنم.

 

راه حل: وقتی این اتفاقات میفته و قراره عصبانی بشیم، فقط کافیه چند ثانیه فکر کنیم.

آیا این اتفاقی که افتاده، عمداً بوده؟

آیا عصبانی شدن و داد زدن یا حتی کتک زدن، دردی رو دوا میکنه و باعث میشه که اون خسارت یا اتفاقه برگرده و مثل قبل بشه؟

آیا مقدار خسارتی که وارد شده (اصلاً تبدیلش کنید به ارزش نقدی)، این ارزش رو داره که من داد بزنم و عصبانی بشم و دلی رو بشکنم و کسی رو ناراحت کنم؟

آیا طرف مقابلِ من، ارزشش کمتر از اون خسارتی هست که به من وارد شده؟

اگر به همه این سوالات جواب دادین و نتیجه گرفتین که باید عصبانی بشید، باشه. عصبانی بشید.

البته نمیگم که ما هیچ وقت عصبانی نمیشیم.

ولی باید تصمیم بگیریم اینطوری باشیم.

تصمیم بگیریم موقع عصبانیت یه کم فکر کنیم و هر کاری رو انجام ندیم.

ارزش آدما بیشتر از این چیزاست که بخوایم ناراحتشون کنیم.

 

 

 

 

منبع : aminbahrami.irخلاصه نویسی و تغییرات در متن احمددانایی فر

Osvehbook95@gmail.com – osvehbook.com– osvehbook.blogfa.com

کانال دنیای دانایی و دانش در تلگرام @osvehbook کانال بخوان @bookosveh

حروفچــینی: ضیاء الدین و سُمَیه   (بندر خمیر:۱۳۹۶/۱۲/۱۳)

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “عصبانی شدن و پشیمانی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

52 − = 44